العلامة المجلسي

459

عين الحيات ( فارسى )

مىشود ، و كفّار هند صاحب كشف مىباشند ، پس بر تقديرى كه كشف ايشان واقعى باشد و تو را فريب نداده باشند ، كى دلالت بر خوبى ايشان مىكند . و چون دستگاه اين سخن بسيار وسيع است ، و قليلى كه براى هدايت طالبان حق كافى باشد در اوّل اين كتاب ، و در لمعات ، و در چند موضع ديگر بيان كردم ، و در اين موضع اختصار نموده ختم مىكنم اين فصل را به ايراد حديثى چند كه فى الجمله مناسب اين مطلب است . شيخ طبرسى در كتاب احتجاجات روايت كرده است كه : در بصره حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بر حسن بصرى گذشتند و او وضو مىساخت ، فرمودند كه : وضو را كامل بجا آور اى حسن ، گفت : يا امير المؤمنين ديروز جماعتى را كشتى كه شهادتين مىگفتند و وضو را كامل مىساختند ، حضرت فرمود : چرا به مدد آنها نيامدى ؟ گفت : و اللّه كه روز اوّل غسل كردم حنوط بر خود پاشيدم و سلاح پوشيدم ، و هيچ شك نداشتم كه تخلّف ورزيدن از عايشه كفر است ، در عرض راه مرا كسى ندا كرد : كجا مىروى برگرد هركه مىكشد و هركه كشته مىشود به جهنّم مىرود ، و من ترسان برگشتم و در خانه نشستم ، و در روز دوّم باز به مدد عايشه مهيّا شدم و روانه شدم ، و در راه همان ندا شنيدم و برگشتم ، حضرت فرمود : راست مىگوئى مىدانى آن منادى كى بود ؟ گفت : نه ، فرمود : آن برادرت شيطان بود و به تو راست گفت قاتل و مقتول لشكر عايشه در جهنّم‌اند « 1 » . و در حديث ديگر روايت كرده است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به حسن بصرى خطاب فرمود : هر امّتى را سامرى مىباشد ، و سامرى اين امّت توئى كه

--> ( 1 ) بحار الانوار 42 / 141 ح 1 .